تبلیغات
تنوع زیستی و طبیعت - گنج های آشکار، چشم های نابینا
 
درباره وبلاگ


تنوع زیستی به معنای قابلیت تمایز بین ارگانیسم های زنده از هر منبع شامل اکوسیستم های زمینی، دریایی و اکوسیستم های آبزی، همچنین شامل ترکیبات اکولوژی که بخشی از اکوسیستم ها را تشکیل می دهند، می باشد. تنوع زیستی علاوه بر آنکه نیازهای ضروری و اولیه انسان ها را نظیر خوراک، پوشاک و مسکن فراهم می آورد، سلامت و شادابی روح و جسم، رونق اقتصادی و پیشرفت روزافزون و همه جانبه ما را نیز تضمین می کند. روند رو به رشد تهدید این گنجینه حیات سیاست مداران و متفکران را به توجه بیش از پیش به این مقوله معطوف داشته است.

مدیر وبلاگ : شهرام صمدی خادم
نظرسنجی
چقدر با مبحث " تنوع زیستی " آشنایی دارید؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
1
تنوع زیستی و طبیعت
Biodiversity and Nature
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

بسیاری از فعالیت های ما آدمیان فقط و فقط به خاطر حفظ یا افزایش منافعمان طراحی شده و اجرا می شود. به دور و برخودتان نگاه کنید. حتما مصداق های این جمله را می یابید؛ از رفتارهای اجتماعی تا عادت ها و رفتارهای طبیعی. شاید ایثار یکی از معدود نمونه های رفتاری باشد که این نکته را نقض می کند. مثلا هنگامی که یک نفر جان خود را از دست می دهد تا از منافع غیرشخصی دفاع کند.

البته این رفتار چندان هم منحصر به انسان نیست. مثلا زنبور ها هم نمونه هایی از ایثارگری را در خودشان نمایش می دهند. وقتی یک زنبور کسی را نیش می زند برای دفاع شخصی این کار را نکرده است. او از منافع جمعی همه اعضای کندو حمایت کرده است و البته با این عمل او جان خود را از دست می دهد. البته اگر کمی ریزبینانه به همین رفتار های ایثارگرایانه در دنیای موجودات زنده هم دقت کنیم و آن را مورد مداقه قرار دهیم باز هم پای منافعی را خواهیم دید که چندان تفاوتی با نمونه های دیگر در آن دیده نمی شود. شاید مهم ترین تفاوت این رفتار با رفتار های منفعت طلبانه مرسوم دنیای جانداران در این باشد که این رفتارها (آگاهانه یا ناخودآگاهانه) به منافع بلند مدت تر و نیز منافع جمعی(و نه فردی) توجه دارد. به همین منوال رفتار ها یا برخورد آدمیان با دنیای طبیعی پیرامون خودش هم مبتنی برکسب منافع حداکثری از طبیعت بوده است، بخصوص پس از انقلاب صنعتی که قدرت چیرگی انسان بر طبیعت رخ نشان داد، عقده سده های طولانی مقهور طبیعت بودن سرگشود و ناگهان هجوم انسان های صنعتی شده به طبیعت برای کسب منافع بیشتر آغاز شد.

دست اندازی به طبیعت برای کشف و استخراج منابع طبیعی از چوب و زغال سنگ گرفته تا نفت، الماس، خاک، آب و... آنچنان رشد کرد که طبیعت فرصتی برای بازیافت خود پیدا نکرد. به عبارتی سرعت کسب منابع از سرعت تولید آن پیشی گرفت. در ابتدا این موضوع چندان جدی تلقی نمی شد چرا که زمین برای آدمیان گستره ای پهناور محسوب می شد و حتی برای آدمیان این گستره، بی نهایت فرض می شد، بنابراین انسان به خودش اجازه می داد تا برای کسب منافع حداکثری هر میزان برداشت از منابع طبیعی را مجاز بشمارد. البته برای این برداشت های حداکثری استراتژی هایی هم ساخته می شد. مثلا یکی از مهم ترین استراتژی های انسان در کسب حداکثری منافع از طبیعت می توان به کشف دنیاهای جدید و مهاجرت گسترده به آن دنیای جدید اشاره کرد و البته نمونه مهم از این گونه کشف سرزمین های تازه، کشف قاره آمریکا و مهاجرت به آن بود. این دست اندازی انسان به طبیعت کم کم رنگ نگرانی به خود گرفت. ابتدا زنگ خطر را اخلاق گرایان و فلاسفه به صدا در آوردند؛ این که آیا انسان تنها به دلیل توانایی موجود مجاز است که این گونه بهره برداری بی حد و حصر از طبیعت را نشانه رفته و اجرا کند؟
 
پاسخ از دید اخلاق گرایان تقریبا هویدا بود اما از دید عملگرایان و قاطبه جمعیتی جوامع بشری، پاسخ به این پرسش دست کم چنین آشکار و ساده نبود. اما اوضاع به همین منوال باقی نماند و حتی عملگرایان نیز دچار تعارضی در بهره برداری بی حد و حصر از طبیعت شدند. افزایش شدید جمعیت و کاهش منابع در دسترس این نگرانی را موجب شد.اکنون زمان نگرانی بود؛ زمانی که بایستی به این پرسش اساسی پاسخ داده می شد. پاسخ به این سوال که اگر به طبیعت فرصت بازسازی ندهیم، سرنوشت ما چه می شود. اگر همه طبیعت دچار این دگرگونی شدید(حاصل از فعالیت بشری) قرار بگیرد، چه الگوی دست نخورده ای برای بازگرداندن اصل وجود خواهد داشت و به عبارت درست تر اگر همه طبیعت دست خورده شده و تغییرات بنیادی در آن رخ دهد، کدام الگوی طبیعی می تواند به عنوان نمونه استاندارد از طبیعت تلقی شود و برای بازسازی، مورد استناد قرار بگیرد؟

پاسخ به این سوال همان چیزی است که لزوم حفاظت ویژه از مناطق خاص کره زمین را باعث می شود؛ مناطقی که به عنوان مناطق بکر و دست نخورده زمین لقب می گیرند. مثلا جنوبگان را می توان یکی از مهم ترین و منحصربه فردترین مناطق کره زمین دانست. این منطقه در تمام دنیا تک محسوب می شود و در صورتی که تغییری در آن رخ دهد دیگر نمونه ای شبیه به آن وجود ندارد که بتوان به آن استناد کرد. بنابراین قطب جنوب را منطقه ای بشدت محافظت شده محسوب می کنیم که کسی حق دخالت یا تغییر(هر چند اندک) در آن را ندارد.اما به مقیاس های کوچک تر نیز در جای جای کره زمین، مناطقی با این سطح اهمیت وجود دارد.

این مناطق که اکنون با نام عمومی(و نه حقوقی) مناطق تحت حفاظت می نامیم، برای همه انسان های زمین اهمیت دارد(یا باید داشته باشد) مناطق حفاظت شده از گزند هر نوع دست اندازی و تغییر و تبدیل بشری بایستی به دور باشد.اما چرا بایستی چنین محدودیتی را تحمل کنیم؟ مثلا آیا نباید به دلیل کوتاه شدن مسیر، در این مناطق جاده ای احداث کرد؟ آیا نباید این مناطق را به محل پرورش دام مورد استفاده قرار داد؟ آیا نمی توان در این مناطق به فعالیت شکار و تفریح پرداخت؟ آیا نمی توان این مناطق را بواسطه منابع طبیعی و موهبت های الهی و خداداد موجود در آنها مورد کاوش و شناخت و استخراج قرار داد؟ پاسخ همه پرسش های بالا و پرسش های دیگری از این دست، براساس قوانین محکم ملی و بین المللی، خیر است. اما چرا؟ آیا این نادیده گرفتن نعمات خداوند نیست؟ آیا این پاسخ نه، ایجاد زحمت و چشم پوشی از رفاه و آسایش محسوب نمی شود، پاسخ باز هم خیر است.

مناطق حفاظت شده ـ که در ایران با ۴ سطح شناسایی می شود و بالاترین سطح آن پارک های ملی هستند ـ برای زندگی و دوام و بقای ما اهمیت دارند. همان طور که در سطور پیشین اشاره شد، این مناطق به عنوان جایگاه های ویژه محسوب شده و به دلیل نادر بودنشان(از حیث چشم انداز، منابع، بافت گیاهی، جانوری و...) بایستی به عنوان الگو و نمونه قابل استناد برای همیشه حفظ شوند. اما جدا از این، پارک های ملی و دیگر مناطق حفاظت شده ذخیره گاه ژنتیکی یک سرزمین محسوب می شوند... همچون بانک ها که ذخیره گاه اموال یک فرد یا جامعه محسوب می شود و آسیب به آن آسیب مستقیم به افراد است. پارک های ملی و مناطق تحت حفاظت دیگر منابع بسیاری از گونه های جانوری و گیاهی هستند که به شکل مستقیم یا غیرمستقیم مورد استفاده انسان ها قرار می گیرند. البته بجز موجودات زنده موجود، این مناطق ارزش فراوانی در ذخیره و تولید و تازه شدن منابع غیرزنده که برای زندگی ما نقش اساسی بازی می کنند دارد. مثلا بخش مهمی از منابع آبی، اهمیت فراوان در تعادل دمایی و حتی ارزش های فرهنگی ـ برخی از مناطق تحت حفاظت به عنوان سرزمین های مقدس شناخته می شوند ـ فراوان دارند.پارک های ملی (همچون پارک ملی کویر و گلستان)، آثار طبیعی ملی(گل سوسن چلچراغ یا قله علم کوه)، مناطق حفاظت شده(ارسباران در آذربایجان و هفتاد قله در استان مرکزی) و پناهگاه های حیات وحش(همچون پناهگاه میانکاله) ۴ رده منطقه های تحت حفاظت ایران هستند.

این مناطق ارزش های ذاتی در سطح کشور و در سطح جهان هستند. مناطق تحت حفاظت ایران بخشی از شبکه جهانی مناطق تحت حفاظت جهان هستند، شبکه ای با بیش از ۱۲۰۰۰عضو، ۱۲۰۰۰ منطقه مهم که ارزش آن بیش از هر مبلغ مادی است. خیلی بیشتر از نفتی که می توان در آنها یافت یا بیش از هر جانوری که در آنها می توان شکار کرد. مناطق تحت حفاظت و پارک های ملی، همچون ذخایر بانک مرکزی است، آنها را بسادگی نباید از دست داد.


محمدرضا نوروزی
منبع :  www.jamejamonline.ir






نوع مطلب :
برچسب ها : حفاظت، مناطق حفاظت شده، ارزش محیط زیست،




 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب